![]() |
![]() |
|
|
دختره تو جلسه خواستگاری يه باد صدا دار ازش در ميره ، داماد از بس ميخنده مي افته می میره رو سنگ قبرش می نویسند نسيمی آمد و گلی بر باد رفت ********×××××××××********** يه دفعه دو تا هزار پا همديگر رو بغل ميکنن ميشن زيپ ********×××××××××********** يارو لنگ بوده با کشتي ميره سفر...وقتي برميگرده رفيقش ميگه خب سفر خوش گذشت؟؟ ميگه نه بابا همش استرس داشتم هي مي گفتن لنگرو بندازين تو آب ********×××××××××********** دو تا دانمارکی با هم همسایه بودن ... هر سی ثانیه برق یکیشون می رفت ... تحقیق می کنن می بینن از چراغ راهنمایی برق ميدزدیدن ********×××××××××********** به عضنفر میگن از قفل فرمونت راضی هستی میگه آره فقط سر پیچ اذیت می کنه! ********×××××××××********** عربه بلال مي خوره تا صبح اذان مي گه
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 22:58 توسط سجاد |
|
|
1-هر دو تاشون فکر مي کنن جامعه درکشون نمي کنه. 2-به دو تاشون اگر رو بدي سوارت ميشن 3-هر دوشون مي تونن 200.000 تومان رو در 2 ساعت خرج کنند. 4-هردوتاشون با والدينشون دعوا و درگيري دارند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
ساعت 19:10 توسط سجاد |
|
|
صندوقچهاي بهر دلت خواهم بود دريا بشوي تو، ساحلت خواهم بود اي يار!تو گر قايق عشقم باشي من هم ملوان زبلت خواهم بود |
|
+ نوشته شده در
ساعت 19:2 توسط سجاد |
|
|
غضنفر آهنگ خالي گوش مي کرده ميزنه زير گريه ميگن چرا گريه مي کني؟ با بغض ميگه آخه خوانندش لاله! ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪ ميخه ميفته تو آب زنگ مي زنه در ميره! ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪ به غضنفر مي گن چرا قرصات رو سر وقت نمي خوري ؟ ميگه : مي خوام ميکروبا رو غافل گير کنم.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 19:1 توسط سجاد |
|
|
غضنفر عينكش را دور دستش مي چرخونه بعد ميزنه چشش، سرش گيج ميره ميخوره زمين! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ غضنفر عاشق مي شه روي در خونش مي نويسه بزودي در اين محل جشن عروسي برگزار مي شود. ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ به يارو ميگن يك جمله بگو توش 6 تا بيل داشته باشه ميگه: والا نميدانم هابيل با بيل قابيلو كشت يا قابيل با بيل هابيلو كشت ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ غضنفر به زنش ميگه سه تا حيوون رو نا ببر که با حرف خ شروع بشه ميگه خودت خواهرت خدا بيامرز مادرت.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 2:17 توسط سجاد |
|
|
ماه خون ماه اشک ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد . فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میکنم ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ عالم همه محو گل رخسار حسین است ذرات جهان درعجب از کار حسین است دانی که چرا خانه ی حق گشته سیه پوش یعنی که خدای تو عزادار حسین است ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ به سر غیر از تو سودایی ندارم یا حسین جان به دل جز تو تمنایی ندارم یا حسین جان خدا داند که در بازار عشقت به جز جان هیچ کالایی ندارم یا حسین جان ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ |
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:57 توسط سجاد |
|
|
يه چوب كبريته سرش رو مي خوارونه آتيش مي گيره ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪ تركه عينكش را دور دستش می چرخونه بعد میزنه چشش، سرش گیج میره میخوره زمین! ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪ گوشه ای از نامه عاشقانه تركه به زنش : بدون توي دنيا يه قلب هست كه فقط براي تو ميتپه اونم قلب خودت ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪ |
|
+ نوشته شده در
ساعت 22:23 توسط سجاد |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 21:16 توسط سجاد |
|
|
بچه مثبته از لره ميپرسه : آقا ببخشيد... خيلي خيلي عذر ميخوام..شرمنده.. روم به ديوار.. اسمتون چيه؟ لره شاکي ميشه، ميگه: ايجو که تو پرسيدي ، اسمم انه ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ |
|
+ نوشته شده در
ساعت 20:54 توسط سجاد |
|
|
نگاهت آسمان بود و گم شد |
|
+ نوشته شده در
ساعت 20:48 توسط سجاد |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 23:35 توسط سجاد |
|
|
نمي گويم فراموشمم مکن هرگز |
|
+ نوشته شده در
ساعت 23:32 توسط سجاد |
|
|
٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪ يه بار مورچه ها به خونه يه اصفهانيه حمله مي کنند . ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪ يه روز ترکه ميره عروسي تو عروسي برف شادي ميزنن |
|
+ نوشته شده در
ساعت 23:29 توسط سجاد |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 18:34 توسط سجاد |
|
|
به ترکه ميگن پسرت رکورد شکونده ميگه گه خورده من که پولش رو نميدم *************************** غضنفر رو برق مي گيره مامانش مي گه *************************** ***************************
قزوینیه کنار زمین فوتبال خوابیده بوده، بهش میگن: |
|
+ نوشته شده در
ساعت 18:12 توسط سجاد |
|
|
قزوینیه تو خواستگاری جواب رد می شنوه، رو ک..ن داداش عروس اسید می پاشه **************************************** یه فیلسـوف قـزوینی میگه: « تا امید هست،آرزو نمی کنم **************************************** رشتيه به زنش مي گه اين ساعته که دستته از کجا اوردي؟ مي گه: معادله پاياپاي کردم, يه ساعت دادم يه ساعت گرفتم **************************************** ميدونيد فلسفه خميازه كشيدن چيه؟ شيطون مياد در گوش ضمير ناخودآگاهت و ازت ميپرسه: اندازه سوراخ باسنت چقدره **************************************** بنده خدا ميره جهنم ميبينه همه دارن ترتيب همديگه رو ميدن! ميپرسه: اينجا چه خبره؟ ميگن: هر كسي به هر كي كه تجاوز كرده، حالا بايد پس بده! بنده خدا ميگه: واي . . . . . اون خره |
|
+ نوشته شده در
ساعت 19:14 توسط سجاد |
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 20:16 توسط سجاد |
|
|
افغانيه رو می خوان اعدام كنن ، ميگن حرف آخرت چيه ؟ ميگه كارگر نمی خوای ! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ به يه غضنفر بمب ميدن ، ميگن بزار يه جای شلوغ ، می بره می زاره تو عروسی پسر عموش ! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ یارو تو يک شب برف و بورانی داشته از سر زمين برميگشته خونه ، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده ، يک قطار هم داره ازون دور مياد ! خلاصه جنگی لباساشو درمياره و آتيش ميزنه ، ميره اون جلو واميسته . راننده قطاره هم كه آتيش رو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته . همچين كه قطار واستاد ، يارو يك نارنجک درمياره، ميندازه زير قطار ، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن ! خلاصه یارو رو ميگيرن ميبيرن بازجويی ، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه : مرتيكه خر ! نه به اون لباس آتيش زدنت ، نه به اون نارنجك انداختنت ! آخه تو چه مرگت بود ؟! یارو ميزنه زير گريه ، ميگه : جناب سروان به خدا من از بچگی اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطی ميكردم ! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ نامت را بر شنها نوشتم ، موج پاکش کرد نامت را بر نسیم صبحگاهان نگاشتم ، باد با خود برد آخر ، آنرا بر قلب کوچکم حک کردم ، سکتهای زدم و ناکار شدم ! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ یکی به رفیقش می گه : شنیدم تو ظرف شستن به زنت کمک می کنی؟ زن ذلیل! می گه خب مگه چیه . اونم تو رخت شستن به من کمک می کنه . |
|
+ نوشته شده در
ساعت 20:4 توسط سجاد |
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 23:0 توسط سجاد |
|
|
از بچه اصفهانیه می پرسن وقتی می ری سر یخچال چی می خوری ؟ می گه : کتک !
**************** پندی از يک داغ ديده : هرگز به علامت آبی و قرمز روی شير توالت اعتماد نكن ! **************** به من بی اس ام اس کمک کنید ، الهی خیر از گوشیت ببینی ، اجرت با مخابرات ! **************** غضنفر باباش ميميره ميخواسته خاكش كنه جو ميگيرتش باراندازمیکنه! **************** انجیر رو به غضنفر نشون میدن ، میگن : اين چیه ؟ میگه : آلو بوده چلوندن ، تو زعفرون خوابوندن ، بهش کنجد مالوندن ، تهش يه چوب چپوندن ، تازه شده گلابی ش ميكنه .**************** ۳ نفر ميميرن . خدا گفت : اولی بره بهشت ، دومی بره جهنم ، سومی بره طويله ! پرسيدن : چرا ؟ خدا گفت : اولی زن داشت و دنيا براش جهنم بود ، دومی مجّرد بود و دنيا براش بهشت بود ، سومی زنش مرد ولی خاک بر سر بعدش رفت يه زن ديگه گرفت ! |
|
+ نوشته شده در
ساعت 21:59 توسط سجاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندها |
|
سرزمین خاطراتم سرزمین لفور جدیدترین خبرهای ورزشی فال روز باغ آلوچه تنهایی همیشگی من2 ازدواج و طلاق لفور بهشت روی زمین لفور نیوز |
|
RSS
|