![]() |
![]() |
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 20:16 توسط سجاد |
|
|
افغانيه رو می خوان اعدام كنن ، ميگن حرف آخرت چيه ؟ ميگه كارگر نمی خوای ! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ به يه غضنفر بمب ميدن ، ميگن بزار يه جای شلوغ ، می بره می زاره تو عروسی پسر عموش ! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ یارو تو يک شب برف و بورانی داشته از سر زمين برميگشته خونه ، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده ، يک قطار هم داره ازون دور مياد ! خلاصه جنگی لباساشو درمياره و آتيش ميزنه ، ميره اون جلو واميسته . راننده قطاره هم كه آتيش رو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته . همچين كه قطار واستاد ، يارو يك نارنجک درمياره، ميندازه زير قطار ، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن ! خلاصه یارو رو ميگيرن ميبيرن بازجويی ، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه : مرتيكه خر ! نه به اون لباس آتيش زدنت ، نه به اون نارنجك انداختنت ! آخه تو چه مرگت بود ؟! یارو ميزنه زير گريه ، ميگه : جناب سروان به خدا من از بچگی اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطی ميكردم ! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ نامت را بر شنها نوشتم ، موج پاکش کرد نامت را بر نسیم صبحگاهان نگاشتم ، باد با خود برد آخر ، آنرا بر قلب کوچکم حک کردم ، سکتهای زدم و ناکار شدم ! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ یکی به رفیقش می گه : شنیدم تو ظرف شستن به زنت کمک می کنی؟ زن ذلیل! می گه خب مگه چیه . اونم تو رخت شستن به من کمک می کنه . |
|
+ نوشته شده در
ساعت 20:4 توسط سجاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندها |
|
سرزمین خاطراتم سرزمین لفور جدیدترین خبرهای ورزشی فال روز باغ آلوچه تنهایی همیشگی من2 ازدواج و طلاق لفور بهشت روی زمین لفور نیوز |
|
RSS
|