![]() |
![]() |
|
|
غضنفر عينكش را دور دستش مي چرخونه بعد ميزنه چشش، سرش گيج ميره ميخوره زمين! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ غضنفر عاشق مي شه روي در خونش مي نويسه بزودي در اين محل جشن عروسي برگزار مي شود. ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ به يارو ميگن يك جمله بگو توش 6 تا بيل داشته باشه ميگه: والا نميدانم هابيل با بيل قابيلو كشت يا قابيل با بيل هابيلو كشت ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ غضنفر به زنش ميگه سه تا حيوون رو نا ببر که با حرف خ شروع بشه ميگه خودت خواهرت خدا بيامرز مادرت.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 2:17 توسط سجاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندها |
|
سرزمین خاطراتم سرزمین لفور جدیدترین خبرهای ورزشی فال روز باغ آلوچه تنهایی همیشگی من2 ازدواج و طلاق لفور بهشت روی زمین لفور نیوز |
|
RSS
|